تبليغاتX
مونالیزا

مونالیزا

سعی می کنم شاگرد خوبی برای استادم ، طبیعت باشم " لئوناردو داوینچی "


احتمالاً اگر کسی من را آن روز می دید کلی می خندید ، با آن دهان باز و قیافه بهت زده شده بودم چیزی شبیه مجسمه های رومی و شاید هم شبیه آن دختر وحشتزده بومی در نقاشی گوگن . از آن روزها بود ، از آن روز ها که حوصله هیچ کاری را نداشتم تنها دلم می خواست سیستم راه دور را بگیرم ، لم بدهم کنار تلویزیون از این کانال به آن کانال بگردم و هر از گاهی هم بلند شوم جلوی آیینه قری بدهم . در آن حال و هوا که من دوست دارم اینگونه تشبیه اش کنم ؛ بک نفر که در خیالش دارد با یکی از این اسباب بازی ها که با آن حباب درست می کنند حباب می سازد که یک دفعه بنگگگ . اولش فکر کردم چیزی است شبیه همین کشتی خودمان اما کشتی نبود ؛ میدانی بود شبیه میدان های روم و یونان با گلادیاتور هایی که باید از نردبان بالا می رفتند که به یک کیف چرمی -از این کیف ها که همیشه در خیابان دست آدم های کت و شلوار پوش می بینی - برسند . اینکه یک سری آدم با مشت و لگد به جان هم بیفتند و خون بریزند تا به پول برسند خیلی هم عجیب نیست . اما آنچه من را مبهوت کرد مردمی بود که فریاد می زدند و تشویق می کردند و چه لذتی می بردند وقتی یک نفر از نردبان خودش را می انداخت روی دیگری وبعد دست می کرد لای موهای طرف و صورت خونینش را به آنها نشان می داد و وقتی او زجه ای می زد یک لگد روانه اش می کرد . نشد تا آخرش را ببینم انقدر بلند شدم و دور اتاق چرخیدم و دوباره نشستم و بلند شدم که تمام شده بود . به تنها چیزی که فکر می کردم این بود که چطور اجازه می دهند یک عده چنین کنند و بعد با افتخار بلیط بفروشند و مردم را دعوت کنند به تشویقشان . تصور کردم که اگر من رهبر کشوری باشم یا اختیار دار مردمی هیچ وقت نمی گذارم که چنین کاری کنند نمی گویم مجبورشان می کنم که به جای این بروند اپرا یا تاتر اما بعید نیست که هر چیزی مثل این را قدغن کنم . بعد دنیایی را تصور کردم که که آن گونه باشد . اما هر چه فکر کردم با همه نقرتی که دارم از این جور چیز ها ، دیدم نتیچه دنیایی که من در آن آزادی مردم را بگیرم ، مجبورشان کنم کاری بکنند یا نکنند حتی اگر مطمئن باشم صد در صد اشتباه یا درست است خیلی بدتر از دنیایی است که مردم را تشویق می کنند به خون ریختن .

پ. ن . 1 : از نظر جرم شناسی هستند آدم هایی که معتقدند که دیدن صحنه های خشن موجب از بین رفتن خشونت در آفراد می شود . هر چند این حرف نمی تواند کاملاً غلط باشد اما من تا به حال هوس خوش مزه ترین میوه زمین را که می گویند در آسیای شرقی است نکرده ام .

پ. ن . 2 : این نوشته همان قدر که واقعی است واقعی نیست !!!!


+ نوشته شده در  2008/7/12ساعت 0:1  توسط مونالیزا  |