محکم دستگیره در را می چسبم . ترجیح می دهم به جای مشغول کردن خودم با مناظر اطراف حرکاتش را زیر نظر بگیرم انقدر تمام سلول های بدنم را جمع کرده ام که فکر می کنم به زودی به بی وزنی خواهم رسید . وقتی دستش را می برد زیر صندلی به خودم قول می دهم دیگر در جاده سوار هر ماشینی نشوم .... می رسیم اما هنوز کامل پیاده نشده ،حرکت می کند ، مجبور می شوم برای اینکه بقیه تنم را بیرون بیاورم کمی دنبال ماشین بدوم . در حالی که قلبم تند تند می زند به تنها چیزی که فکر می کنم این است"رسیدم " .
رستوران های جاده دلشون به صدای ترمز ماشین خوشه . یک ساعت زود رسیدم ، همان طور که کیک و شیرم را تو ماشین می خورم به جاده نگاه می کنم . تقریبا یک ربع است که مرد جلوی رستوران قدم می زند . با هر صدای ماشینی سر بلند می کند .بلاخره ماشینی سرعتش را کم می کند مرد بی حرکت می ایستد ، اما ماشین خیز می کند به رستوران بعدی .آنگاه مرد سر بر می گرداند وقدم هایش را تند تر می کند حتی گاهی به نزدیک رستوران بقلی می رود و نگاهی می اندازد . کامیونی رد می شود مرد در حالیکه با سر سلام می کند با دست به رستوران وشاید به خانه بالای آن اشاره می کند اما کامیون نمی ایستند. اگر صبحانه ام را نخورده بودم الان اولین مشتری امروزت شده بودم . دلم می خواهد قیافه ات را بعد از آنکه اولین مشتری ات می آید تماشا کنم . اما باز ترمز ماشین دیگری جلوی رستوران قبلی . مرد به درخت تکیه می دهد و بعد آرام به درون رستوان می خزد .
به خاطر این پرونده لعنتی مجبور شدم چند بار مسیر فشم و لواسان و افجه را بروم و بیایم . و از اونجا که همیشه عجله داشتم زودتر کارها را انجام بدهم هر ماشینی که می ایستاد سوار می شدم . اما دیروز خودم ماشین بردم البته نه به خاطر اتفاق دفعه قبل بلکه برای این که مجبور بودم کارشناس ها را ببرم سر زمین . صبح خیلی زود حرکت کردم و بر خلاف انتظارم رانندگی تو جاده اصلا سخت نبود مخصوصا اینکه تمام مسیر بهاری شده بود و لذت خاص بهت می داد . و حالا فکر می کنم عاشق رانندگی تو جاده شدم . به محض اینکه یه پول قلمبه بیاد دستم یه وانت نیسان ۴ در می گیرم می زنم تو جاده . ببینم کسی همسفر خوب سراغ نداره ؟
خاصیت جاده اینه که وقتی از دور مسافری را می بینی ، نمی تونی راحت بگذری ، ممکنه تا ساعت ها ماشینی گیر نیاد . به خاطر این ترمز می کنی و می گی من تا فلان جا می رم می خواین تا یه مسیری با من بیان ؟.( به گمانم طبیعت وحشی اطراف مسافر و راننده را بی باک تر می کنه ). همسفر های جاده ای خصوصیات خودشون را دارند ، شاید بشه گفت در اغلب موارد رشته مکالمات ، یک فرمول را طی می کنه .