برای ثبت در تاریخ ؛ نمی دانم چقدر به آزادی نزدیک خواهیم شد هر چه هست بی صدا دستم را به نشان پیروزی بالا می برم .
سعی می کنم شاگرد خوبی برای استادم ، طبیعت باشم " لئوناردو داوینچی "
برای ثبت در تاریخ ؛ نمی دانم چقدر به آزادی نزدیک خواهیم شد هر چه هست بی صدا دستم را به نشان پیروزی بالا می برم .
اگر صدای بوق ماشین و فریاد مردم نبود حتما من الان باید خواب می بودم . اما نشسته ام و می نویسم . این روزها خیابان های تهران دیدنی است . جمعیت با وجود تفاوت در رنگ ها کاملا یکرنگ شده تا بگوید من چه می خواهم . تنها چیزی که این روزها از طرف تمام گروه ها نقد نشده لزوم حضور مردم است و برای من اما این آب و آتیش زدن ها تنها روشن کننده احتیاج آنها به ما ( مردم ) است . نمی دانید چقدر لذت می برم وقتی می بینم مردم حضور دارند و می خواهند نقش داشته باشند چون در تمام این سالها که بحث سیاسی می شد تنها چیزی را که تحریم کردم باور نقش نداشتنمان بوده به خاطر این است که همان قدر تحریم فعال را درست می دانم که لزوم رأی دادن را چون هر دو برای من به معنای خواستن مردم است . بر خلاف همه که این 4 سال را بدترین رخداد تاریخ انقلاب می دانند باید بگویم که به نظر من یک جامعه باید چندین بار بالا و پایین برود تا راه خودش را پیدا کند . مگر تو می توانی کتمان کنی که اگر این دوره نبود این خواسته ها ، حرف ها ، مناظره ها ، شکاف ها و .... هم شکل نمی گرفت ؟زمزمه یک دوست را که همان اوایل 4 سال پیش که همه در بهت پیروزی ا.ن به سر می بردیم و بی خبر از اینکه چه خواهد کرد ، یکپارچگی حکومت را مثبت می دانست فراموش نمی کنم . یادم می آید تحلیل می کرد که قدرت گرفتن گروهی مثل ا.ن مثل قدرت گرفتن قزلباش ها می ماند در تاریخ که هرچند خود با خواست حکومت قدرت می گیرند اما بعد از مدتی برای قدرت بیشتر بر علیه حکومت می شورند . و من این روزها این شکاف جدبد را خوب لمس می کنم به خاطر این به نظر من چه ا.ن رای بیاورد چه نه قدرت این گروه که در این 4 سال خوب اندوخته اند می تواند مسیر این حکومت را تغییر بدهد .
پ . ن : هرچند رأی خواهم داد اما باید بگویم من حضور مردم را همیشه هر وقت کاستی ای دیدند می خواهم نه تنها چند هفته قبل از انتخابات به تشویق دیگران ، بنابراین در میان هیاهوی سبز ها و سفید ها و بنفش ها و پرچم ها.... به طنز می گویم من لائیک تر از آنم که بخواهم خداسازی کنم .