هر وقت جوش می زنم از این جوشهایی که وقتی دستت به آن می خورد نفست در نمی آید غیر ممکن است یاد سال اول دانشگاه نیفتم ، طبق رسم معمول دور هم جمع شده بودیم و می گفتیم و می خندیدیم که از دور دو عدد آلبالو به جمعمان پیوستند و اعلام کردند که قرار است امروز در دانشکده فنی سمیناری در خصوص جوش صورت برگذار شود . ما هم نه تنها به خاطر سال اولی بودن و کرم کشف دانشگاه داشتن بلکه بیشتر از آنجا که جملگی مبتلا به درد جوش بودیم راهی شدیم . وارد فنی که شدیم مقادیری میز و مشتی دستگاه و خرمنی از بروشورها به استقبالمان آمد . ما هم برای خالی نبودن عریضه گشتی زدیم تا سمینار جوش شروع شود. در این فاصله چند نفر از دوستان سر به زیرو خندان جلو آمدند و دست ما را گرفتند که برویم و البت از ما اصرار که پس سمینار چی که یکی از دوستان لطف کردند و تشریح کردند که یکی از آقایان حاضر برایشان توضیح داده فرق سمینار جوش صورت و جوش و جوش کاری چیست .
پ . ن . 1 : این پست به تشویق پت عزیر برای تمام دوستای خل خلی خودم نوشته شد .
پ . ن . 2 : بم ، جنگ ، سفر ، نوشته هایی با مزه چلوکباب